* امروز ركورد سرعت خودم را كه با ماشين 255 كيلومتر در ساعت بود را شكستم. در اتوبان E4 با سرعت 262 كيلومتر در ساعت حدود 2 دقيقه روندم, و چه حالي داشت. هر وقت من تنها با بي ام دبليوم ميرم راه دور, عيال ميگه اگر برنگشتي ميدونم دنبال آرزوت رفتي :)
مدتي است دچار افسردگي شدم. هيچ كمبودي هم ندارم. نه اقتصادي و نه احساسي. دوروبريام همه دوستم دارن, پول هم به اندازه اي كه تا بيست سال لازم نباشه كار بكنم را دارم. اما باز يك چيزي كم است. يكجاي كار اين روان من لنگ است. خودم پيدايش نمي كنم, و حال اينكه با يك روانشناس در ميان بزارم را هم ندارم. يكي از دوستان ميگه هومسيك شدي!! اما من سوئد را خونه خوبي ميبينم. ايران براي من يك فاز بي آمپر است. وقتي دستم را برويش ميگذارم تنها جريان خاطره ها از ذهنم عبور ميكند. خاطرها هم كه تاريخ مصرفشان گذشته. سن و سال من و اين 26 سال دوري از آداب و رسوم ايراني گواه آن است. اگر بشه ميخوام بزنم به يك سفر راه دور......